Leader
Leader
20 مهر 1397 ساعت 07:52


امام خامنه ای: حماسه اربعین پدیده فوق العاده مهمی است

رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع عظیم و پرشکوه بسیجیان تاکید فرمودند: حماسه بزرگ اربعین که با حضور ملت ایران، ملت عراق و مسلمانان دیگر کشورها هر سال تکرار می شود پدیده فوق العاده مهمی است که به فضل الهی و در هنگام نیاز شدید دنیای اسلام شکل گرفته است.

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی روز پنجشنبه در اجتماع عظیم و پرشکوه بسیجیان در ورزشگاه یکصد هزار نفری آزادی در همایش بزرگ اقتدار عاشورایی بسیج، بیانات بسیار مهمی را مطرح فرمودند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی به موضوع اربعین حسینی نیز اشاره کرده و بخشی از بیانات خود را به این موضوع پرداختند.

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به حماسه نورانی و پرشکوه حضرت زینب کبری(س) و حضرت امام سجاد(ع) در جاودانه کردن واقعه عاشورا به در پیش بودن ایام اربعین حسینی اشاره و خاطرنشان کردند: حماسه بزرگ اربعین که با حضور ملت ایران، ملت عراق و مسلمانان دیگر کشورها هر سال تکرار می شود پدیده فوق العاده مهمی است که به فضل الهی و در هنگام نیاز شدید دنیای اسلام شکل گرفته است.

آیت الله علوی گرگانی خواستار شد بهره مندی مطلوب از فرصت تبلیغی و فرهنگی اربعین

آیت‌الله سیدمحمد علوی گرگانی پیش از ظهر امروز در دیدار با مسؤولان قرارگاه اربعین قم ضمن تقدیر از اقدامات صورت گرفته از سوی این قرارگاه برای خدمت رسانی به زائران اربعین حسینی بیان کرد: در کنار ارائه خدمات به زائران باید از فرصت تبلیغی و فرهنگی به وجود آمده در ایام اربعین نهایت بهره برداری صورت گیرد.

وی با بیان اینکه لقب امام حسین(ع) ثارالله یعنی خون خداست بیان کرد: این لقب نشان می دهد که ذات پیشوای سوم شیعیان محو خداوند متعال است.

این مرجع تقلید تاکید کرد: ایشان در راه خداوند هرچه که داشتند را ایثار کردند و امروز شاهد هستیم که با عنایت حضرت حق در دل های مردم شور و اشتیاق وصف ناپذیری برای زیارت ایشان وجود دارد.

آیت الله علوی گرگانی تاکید کرد: باید از فرصت مهیا شده در ایام اربعین که در قم شاهد تردد زوار هستیم استفاده فرهنگی لازم را داشته باشیم چراکه زائران این مسیر دل‌های آماده ای داشته و مهیای پذیرفتن معارف دینی هستند.

انتهای پیام/ فارس

چرا روز اربعین فقط برای امام حسین تعیین شده

چرا فقط برای امام حسین علیه السلام روز اربعین تعیین شده و برای امامان دیگر و حتی پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله، مراسم روز اربعین نداریم؟

برای توضیح جواب این سوءال، به این مطالب توجه کنید:

۱. فداکاری های امام حسین علیه السلام، دین را زنده کرد و نقش او در زنده نگه داشتن دین اسلام، ویژه و حائز اهمیت است. این فداکاری ها را باید زنده نگه داشت؛ چون زنده نگه داشتن دین اسلام است. گرامی داشت روز عاشورا و اربعین، در حقیقت زنده نگه داشتن دین اسلام و مبارزه با دشمنان دین است.

۲. مصیبت حضرت امام حسین علیه السلام، برای هیچ امام و پیامبری پیش نیامده است. مصیبت امام حسین علیه السلام، از همه مصیبت ها بزرگ تر و سخت تر بود. اگر عامل دیگری هم در کار نبود، همین عامل کافی است که نشان بدهد چرا برای امام حسین علیه السلام بیش از امامان دیگر و حتی بیش از پیامبر اسلامصلی اللّه علیه وآله عزاداری می کنیم و مراسم متعددی برپا می کنیم.

۳. در ماه محرم سال ۶۱ق. امام حسین علیه السلام، فرزندان، خویشان و یاران آن حضرت را کشتند و اسیران کربلا را به کوفه و شام بردند و همین اسیران داغدیده، روز اربعین شهادت امام حسین علیه السلام و یارانش، به کربلا رسیدند و همه مصائب روز عاشورا در آن روز تجدید شد و آن روز، روز سختی برای خاندان پیامبر بود.

۴. دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسین علیه السلام، قصد نابود کردن دین اسلام را داشتند. دشمنان امام حسین علیه السلام تلاش کردند تا حادثه کربلا، به کلی فراموش شود و حتی کسانی را که برای زیارت امام حسین علیه السلام می آمدند، شکنجه می کردند و می کشتند. در زمان متوکل عباسی، همه قبرهای کربلا را شخم زدند؛ مزرعه کردند و مردم را از آمدن برای زیارت قبر امام حسین علیه السلام، منع کردند. شیعیان هم برای مقابله با اینها، از هر مناسبتی استفاده می کردند که یکی از این مناسبت ها، حادثه روز اربعین است.

۵. یکی از نشانه های موءمن، زیارت امام حسین علیه السلام در روز اربعین است. از حضرت امام حسن عسکری علیه السلام روایت شده است که علامت های موءمن پنج چیز است؛ پنجاه و یک رکعت نماز فریضه و نافله در شبانه روز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، پیشانی بر خاک نهادن در سجده و بسم الله را بلند گفتن۱ و یکی از وظایف شیعیان را اهتمام به زیارت اربعین بر شمرده اند.

۱. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص ۵۴۵.

سنت پیاده روی اربعین از کی آغاز شد؟

 
در میان آموزه های تشیع زیارت قبر شریف امام حسین علیه السلام در طول سال پنج زمان مخصوص دارد. اول رجب، نیمه رجب، نیمه شعبان، ایام عرفه و اربعین پنج موعد مورد سفارش اهل بیت علیهم السلام برای زیارت امام (ع) است. بر اساس نقل های تاریخی نیز از گذشته های بسیار دور و در دوره حیات ائمه هدی (ع) نیز در این ایام خاص سنت پیاده روی به قصد زیارت وجود داشته است. سنتی که معمولا از نجف و با زیارت امام علی علیه السلام آغاز می شد.
 
بسیاری از فشارهای دستگاه های حاکم علیه شیعیان و زوار نیز در همین مقاطع زمانی در طول سال صورت می گرفت که برجسته ترین آنها توسط دستگاه عباسی و در دوره خلافت متوکل در نیمه قرن سوم هجری صورت گرفت. «در سال ۲۴۷ هجری قمری بار دیگر به متوکل خبر رسید که مردم و اهل سواد و کوفه دوباره به سمت کربلا برای زیارت بارگاه ملکوتی امام حسین (ع) روانه شده اند و جمعیت فراوانی بدین منظور گرد هم آمده و کاروان بزرگی به راه افتاده است. او نیز سپاه بزرگی به همراه یکی از سرلشگرانش به سمت آنها گسیل ساخت و دستور داد بین مردم به بیزاری از زائران قبر مطهر امام (ع) جار بزنند و یک بار دیگر نبش قبر کرد و زمین آنجا را شخم زد و مردم را از رفتن به زیارت بازداشت و به تعقیب خاندان أبی طالب و شیعیان پرداخت و تعداد بیشماری از آنان را به قتل رساند. چهارمین اقدام متوکل برای تخریب قبر مطهر امام حسین (ع) مصادف بود با زیارت نیمه شعبان، همان زمانی که افراد زیادی مشتاقانه برای زیارت در کربلا حضور به عمل می آورند.»
 
متوکل همان فردی است که در تاریخ به تعیین مجازات های سخت علیه زوار امام حسین (ع) مشهور است. او این دستور را در سال ۲۳۶ هجری قمری صادر کرد و بر اساس آن بسیاری از شیعیان و زوار امام (ع) قطع عضو شدند. بر اساس یک روایت تاریخی با ایجاد این شرایط سخت، امام هادی علیه السلام به شیعیان امر می کنند تا برای مدتی به زیارت امام (ع) نروند و به جای آن حضرت عبدالعظیم حسنی در ری را زیارت کنند.
 
تاج الدین در کتاب «اخبار الخلفا» و قرمانی در «اخبار الدول»  معتقدند: «متوکل دستور داد به سال ۲۳۷ قبر امام حسین (ع) و خانه های مجاور را خراب کنند و از رفت و آمد مردم جلوگیری نمایند و تکرار این عمل فجیع در فاصله های کم چنان دلها را جریحه دار و موجب تنفر و انزجار مسلمین گردید که طبقات مختلف بغداد در مساجد، دیوارها، کوچه ها، بازارها و معابر و مجامع عمومی فحش و ناسزا بر متوکل نوشتند و شعرا در هجو و توبیخ متوکل شعر سرودند.»
 
نهضت عاشورا در طول دو قرن تا زمان متوکل عالم گیر شده بود و هر گونه تغییر و تحول در کربلا و بارگاه امام (ع) در سراسر جهان اسلام منتشر می شد به طوری که اقدام متوکل در سال ۲۳۶ هجری به گوش شیعیان در آفریقا هم رسید. زید مجنون نام عالم اهل فضلی است که پس از شنیدن اقدامات متوکل از مصر با پای پیاده راهی عراق می شود. او در سال ۲۳۷ به کوفه می رسد و از آنجا به همراهی بهلول حکیم پیاده به زیارت امام (ع) می روند.
 
از ماجرای زید مجنون روایتی شنیدنی در بحارالانوار نقل شده که مراجعه به آن بسیار خواندنی است: مردی که سالها بود در اطراف آرامگاه امام (ع) مامور کشت و زراعت بود، پیش زید آمد و گفت: تو از کجا آمده ای؟ زید جواب داد: از مصر. کشاورز گفت: برای چه آمده ای؟ من بسیار وحشت دارم که تو را بکشند. زید سخت گریه کرد و گفت: شنیدم که قبر فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله را خراب کرده، کشت کاری می کنند.
 
در این هنگام مرد کشاورز خود را به قدم های زید انداخت و داشت می بوسید و می گفت: پدر و مادرم به قربانت! از لحظه ای که تو را دیده ام قلب من نورانی شده و من خدا را شاهد می گیرم. سالها است که من در این سرزمین کشت کاری می کنم. هر وقت آب بر قبر امام حسین (ع) بستم آب می ایستاد و بالای هم می زد و حیران می ماند و دور می زد، قطره ای به قبر مطهر نزدیک نمی گردید و من گویا تا به حال مست بودم به برکت قدم های تو بیدار شدم.
 
زید سخنان مرد کشاورز را شنید، هر دو اشک ریختند. وی گفت: من الان به شهر سامرا پیش متوکل می روم و حقایق را به وی کشف می کنم، خواه مرا بکشد یا آزاد کند. زید گفت: من هم با تو می آیم. هر دو با هم پیش متوکل آمدند، مرد کشاورز قضیه را کشف کرد، متوکل چنان خشمش گرفت و دستور داد مرد زارع را کشتند و طناب به پایش ‌بستند در کوچه و بازار به رویش می کشیدند، سپس به دار آویختند.
 
در ادامه این روایت نقل شده که زید چند روز منتظر ماند تا جنازه این کشاورز از دار پایین آورده شود تا آن را دفن کند. پس از پایین آوردن جنازه آن را در دجله غسل داد، کفن نمود، نماز خواند و آن را دفن کرد. چند روز بر مزار کشاورز آمد و قرآن تلاوت کرد. در روز سوم جمعیتی را دید که برای مرده ای نوحه سرایی می کنند و با مراسم با شکوهی در پی تدفین آن هستند. زید از فردی نسب متوفا را می پرسد. به او می گویند که این جسد ریحانه یکی از کنیزان متوکل است که علاقه فراوانی به او داشته و دستور داده در بارگاه اختصاصی خود او را دفن کنند.
 
علامه مجلسی می نویسد: «زید مجنون وقتی اینها را دید، خاک بر سر خود ریخت و داشت می نالید و می گفت: قبر پسر پیامبر (ص) را ویران می کنند، برای یک کنیز زنازاده قبه و بارگاه بنا می کنند. آنقدر می گریست که مردم به حال او رقت می کردند.»
 
سخت گیری بر زوار امام (ع) در طول تاریخ ادامه داشته است. هر چند در دوره های آل بویه و پس از مدتی در دوره صفوی نشر تشیع مانع سخت گیری بر زوار شد؛ اما در دوران معاصر با شکل گیری موازنه جدید قوا و روی کار آمدن عثمانی و پس از آن حکومت های مستبد و دست نشانده، سخت گیری بر زوار امام (ع) در موسم اربعین بار دیگر افزایش پیدا کرد. سنت پیاده روی اربعین در دوره معاصر به شیخ انصاری نسبت داده می شود که احیاگر این سنت نامیده شده و پس از آن محدث نوری این شعار عظیم را بر عهده می گیرد.
 
بر اساس خاطراتی که علمای معاصر ارائه کردند، سنت پیاده روی اربعین در طول ۵۰ سال گذشته به طور مستمر پا بر جا بوده است. مرحوم احمد کافی از پیاده روی های اربعین در دهه سی شمسی سخن گفته است که به همراه گروه های معدودی از طلاب و علما طی مراسم خاصی پس از زیارت امام علی (ع) در نجف وسایل و آذوقه های خود را فراهم می کردند و در طول سه روز پیاده روی در روز اربعین خود را به بارگاه امام حسین (ع) می رساندند.
 
خونین شدن زیارت اربعین در دوره معاصر با روی کار آمدن حزب بعث عراق کلید می خورد. دوره حکومت احمد حسن البکر با خشونت های شدیدی علیه زواری که در اربعین عازم کربلا بودند مقارن می گردد. سال های ۱۳۹۰، ۱۳۹۵، ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ هجری قمری به صورت پیاپی زوار اربعین از جانب حکومت بعث با سلاح های زمینی و هوایی مورد تهاجم قرار گرفته و در مسیر نجف تا کربلا تعداد بسیاری از آنها به شهادت می رسیدند.
 
مهمترین و دردناک ترین وقایع در این دوره در سال ۱۳۹۷ هجری مطابق با ۱۳۵۶ شمسی است. رعد الموسوی که خود شاهد این واقعه بوده است می نویسد: نجف آن سال بسیج کننده این نیروی عظیم مردمی بود که از کنار مرقد امیرالمؤمنین (ع) به راه افتاد و پس از چهار روز پیاده روی به کربلا رسید. حرکت موکب های پیاده و شعارهای طول راه و سخنرانی های متعدد، همه نوعی معارضه با حکومت بعث بود.»
 
الموسوی به شعار معروف «ابد والله ما ننسی حسینا»، (به خدا قسم، هرگز حسین را فراموش نخواهیم کرد)، که در این سال در میان جمعیت انبوه زوار سر داده می شد اشاره می کند و ادامه می دهد: «نیروهای دولتی برای جلوگیری از رسیدن زائران به کربلا، برنامه های مختلفی داشتند و درگیری هایی نیز پیش آمد و به شهادت عده ای از عزاداران انجامید. وقتی هم که به کربلا رسیدند، حوادثی شدیدتر پیش آمد و عده دیگری شهید و جمع بسیاری دستگیر شدند و نهضت شیعی اربعین آن سال، در خاطره تاریخ ثبت شد و مبدا الهام و شور و حال برای سال های بعد گردید.»

اربعین حسینی حماسه دیگر

گرامی داشت چهلمین روز درگذشت بستگان و خویشاوندان سنّتی اسلامی است که بر اساس آن، مسلمانان به یاد عزیزِ از دست رفته شان مجلس یادبود برگزار می کنند و یاد و خاطره او را در دل ها زنده نگه می دارند. در اوّلین اربعین عاشورای حسینی، جابربن عبداللّه انصاری و عطیّه عوفی از نخستین کسانی بودند که به زیارت تربت پاک و مقدّس سیدالشهدا علیه السلام و یارانش در کربلا آمدند و در سوگ مولایشان گریه کردند و به عزاداری پرداختند. از آن به بعد با شکوه ترین مراسم در کشورها و شهرهای مختلف، در این روز برگزار می شود تا شور و حماسه دیگری در تداوم عاشورا خلق شود.

احیاگری

اهمیّت اربعین وقتی بیشتر درک می شود که نقش سازنده و مفید آن در ماندگاری و جاودانگی حماسه عاشورا و تبیین اهداف و آرمان والای امام حسین علیه السلام در نظر گرفته شود. تکریم و گرامی داشت اربعین، تعظیم شعایر دینی و رمز تداوم نهضت حسینی و اعلان وفاداری و پایبندی به مکتب سرخ عاشوراست. اگر امامان معصوم به برگزاری مراسم و محافل عزاداری، نوحه خوانی و مرثیه سرایی تأکید فراوان داشته اند و اگر برای گریاندن و گریستن، زیارت کردن و نماز خواندن بر تربت حسین علیه السلام آن همه ثواب و فضیلت بیان کرده اند، به سبب همین آثار بالنده معنوی و عاطفی است که در روح مسلمانان به جا می گذارد.

حرکت معنوی

روز یازدهم محرّم، وقتی کاروان اسیران از کربلا به طرف کوفه به راه می افتد، زینب(س) به مثابه قافله سالار و پیام رسان انقلاب کربلا، برای حفظ ارزش های اسلامی و فرو ریختن اساس بیدادگری و استبداد، حرکت الهی خویش را آغاز می کند. حضرت زینب(س) از همان آغاز پیروزیِ نظامیِ دشمن، خطوط کلّی حرکت را در مقابله با ترفندهای دشمن ترسیم کرد و آن را در دو بُعد تعزیه و تبلیغ یا بُعد عاطفی و سیاسی، سامان بخشید.

شکوه و عظمت این حرکت معنوی چنان بود که در کوتاه ترین زمان، در درون دژهای نفوذناپذیر قدرت یزید رخنه کرد و اقتدار دروغین او را در هم شکست و قیام کربلا را به پیروزی رساند.

رسالت سنگین

در غروب خونین و سهمگین عاشورا، هنگامی که قامت سرور آزادگان حسین علیه السلام به خاک می افتد، رسالت سنگین انقلاب بر دوش استوار و باصلابت زینب(س) قرار می گیرد. حال این زینب(س) است که علاوه بر تحمّل مصیبت های سخت، باید این رسالت سنگین را که به دوشش نهاده اند، به خوبی به انجام رساند. زینب(س) به خوبی آگاه است که اگر آرام بنشیند، پرچم کربلا به خاک می افتد و اگر سکوت کند، پیام عاشورا ناتمام می ماند. پس باید بایستد و مقاومت کند و انبوهی از غم ها و رنج ها را تحمّل کند تا پیام حسین علیه السلام از حلقوم بریده اش به گوش همگان برسد و خواب رفتگان و فریب خوردگان را بیدار سازد.

پیام رسانی

کاروان غریب اسرا که از کربلا به راه افتادند و مسیر طولانی کوفه و شام را منزل به منزل پیمودند، تنها زنان و کودکان بی دفاعی نبودند که با زور و ستم به اسارت گرفته شده بودند؛ بلکه آنان روایتگران با تدبیر و اندیشه ای بودند که مظلومیت ها و مصیبت های خاندان رسالت را برای مردم بازگو می کردند و صحنه های دل خراش و تکان دهنده عاشورا و جنایت ها و قساوت های دردآور سپاه یزید را برای آنان به نمایش می گذاشتند و فلسفه قیام امام حسین علیه السلام را بازگو می کردند. پیام خون شهیدان کربلا را به گوش همه می رساندند تا بنی امیه نتواند با پرده پوشی، کردار ننگین شان را توجیه کنند.

مبارزه در اسارت

وقتی خبر شهادت امام حسین علیه السلام و اسارت اهل بیت آن حضرت به گوش یزید می رسد، لبخند پیروزی به لبانش می نشیند و گمان می کند که با شهادت فرزند پیامبر گرامی اسلام و اسارت خاندانش، شکوه و اقتدار او افزون تر و دشمنان حکومت او بیش ازپیش بیمناک می گردند. از این رو هنگام ورود کاروان اسرا به شام، جشن باشکوهی به شکرانه بزرگ ترین پیروزی نظامی ـ سیاسی اش، برگزار می کند. امّا بر خلاف تصوّر او، اسیران کربلا به خصوص حضرت زینب(س) و امام سجاد علیه السلام گاهی با سوگواری، گاهی با تبلیغ، گاهی با افشاگری و گاه با منطق و استدلال و سخنان حکمت آمیز، چنان هیبت او را شکستند که طولی نکشید یزید به درماندگی و ناتوانی خود اعتراف کرد.

اقیانوس صبر

عصر عاشورا وقتی که طوفان نبرد آرام می گیرد و گرد و غبار میدان فرو می نشیند و خون پسر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بر زمین جاری می شود و آخرین تکیه گاه او فرو می ریزد، زینب ـ در حالی که خود سخت ترین و دردناک ترین لحظات زندگی اش را می گذراند ـ سرپرستی زنان و کودکان بی پناه را بر عهده می گیرد و آنان را در سایه سار وجود خود پناه داده، و با کلام، نگاه و اشاره آنان را تسلّی می بخشد و از اقیانوس صبر خود جرعه جرعه در جانشان می ریزد تا اندکی از درد و غمشان بکاهد و صدای ناله و گریه شان را آرام سازد.

عبادت

کربلا سرزمینی است که در کنار جهاد و شهادت، زمزمه های عاشقانه و عارفانه را به خود دیده است و زینب قهرمان این میدان است؛ همان گونه که حسین قهرمان میدان شهادت است. حضرت فاطمه صغری دختر امام حسین علیه السلام می فرماید: «شب عاشورا عمه ام زینب در محراب عبادتش پیوسته مشغول نیایش بود و با خدا رازونیاز می کرد و از او یاری می طلبید». حضرت امام سجاد علیه السلام می فرماید: «زینب کبری هرگز در عمرش نافله شبانه را ترک نکردند؛ حتّی شب یازدهم محرّم که غرق گرفتاری و ماتم عزیزان بود».

 سرزمین خاطره ها

کاروان اسیران به دروازه شهر نزدیک می شود، امّا زینب غمگینانه خاطره های گذشته اش را مرور می کند و اوراق دفتر دوران خلافت پدرش علی علیه السلام ، یک یک در ذهن او ورق می خورد و پرسش های بسیاری برای او به وجود می آید:

آیا این همان کوفه ای است که پدرم در آن حکومت می کرد و من با قدر و منزلت فراوان روزهای خوش زندگی ام را می گذراندم؟ آیا اینان همان مردمانی نیستند که وفاداری و بیعت خود را با حسین علیه السلام اعلام داشتند؟ پس این همه شادی و شور در مرگ حسین چیست؟ زینب(س) به خروش می آید و با هیبتِ تمام فرمان سکوت می دهد و سخنان آتشین و تکان د هنده اش را آغاز می کند و در همان لحظه، شادی و سرور کوفیان را به گریه و ناله بدل می نماید: «ای کوفیان گریه هاتان جاویدان باد!»

صلابت کلام

کاروان اسیران وارد کوفه شده است. زینب(س) در اجتماع مردم کوفه سخن می راند و وحشت از قیام و انقلاب، امارت نشینان را فرا می گیرد. دژخیمان سر حسین علیه السلام را بر روی نیزه می کنند. سخنان زینب قطع می شود. امّا این پایان کار نیست و حضرت زینب(س) و امام سجاد علیه السلام در دارالاماره، غرور و هیبت و جلال دروغین ابن زیاد را درهم می شکنند و با استواری پرده های تزویر را می درند و نقاب های نیرنگ را فرو می ریزند و چهره حقیقت را آشکار می سازند. پاسخ های کوبنده و مستدل و رسواگر زینب(س) و امام سجاد علیه السلام چنان تأثیر شگرفی در دل حاضران به جا می گذارد که ابن زیاد با نهایت سراسیمگی و درماندگی دستور قتل آن دو بزرگوار را صادر می کند. امام سجاد علیه السلام فریاد می کشد: «ابن زیاد! مرا از قتل می ترسانی؟! تو هنوز نفهمیده ای که کشته شدن عادتِ ما و شهادت کرامت خاندان ماست؟»

شراره های آتش

اگر شکوه کاروان کوچک اسرا در برابر نگاه ها، تحقیرها و شماتت های انبوه دشمن، بشکند، دور از انتظار نخواهد بود و اگر زنان و کودکان از ترس قساوت و بی رحمی دژخیمان به زاری و التماس بیفتند، جای شگفتی نیست. امّا اسرای کربلا عزّت و آزادگی را در مکتب علی و حسین علیه السلام آموخته اند و نه تنها تحقیرها و توهین ها و تهدیدها و سختی ها اندکی از صلابت و شکوه آنان نکاست، که با اقتدار تمام در برابر یزید و ابن زیاد ایستادند و غرور آنان را با منطق و استدلال در هم شکستند و مُهر ننگ و نفرین ابدی را بر پیشانی شان کوبیدند.

بُعد عاطفی حماسه عاشور

 

حضور زنان و کودکان و نوحه گری ها و سوگواری جان سوز آنان بر مظلومیت شهیدان کربلا، چنان آتشی به جان مردم می افکند و چنان زلزله ای بپا می کرد که دلِ سنگِ دشمنان را هم می لرزاند و اشک هایشان را جاری می ساخت و عواطف و دل های مردم را به نفع جبهه حق و به سوی آرمان های شهدای کربلا هدایت می کرد. گریه ها و ندبه های اسرا و به خصوص زینب(س) در قتلگاه، و سوگواری های آنان در موقعیت های گوناگون ـ در کوفه و شام و حتّی در کاخ یزید ـ از نظر عاطفی چنان تأثیر اعجاب انگیزی داشت که همه دشمنان در این عزاداری و نوحه سرایی با کاروان اسیران همراه می شدند و این برنامه ها بود که خانه های دشمن را به عزاخانه های حسین علیه السلام تبدیل کردند.

تأثیر سیاسی عزاداری

از آثار مهم مجالس عزاداری و سوگواری و محافل نوحه خوانی و مرثیه سرایی، زنده نگه داشتن حس عدالت خواهی و حق پرستی و توجّه دادن مردم به فرهنگ جهاد و شهادت است. دل باختگان امام حسین علیه السلام برای افشای چهره دشمنان دین و مقاصد شوم آنان، با برگزاری محافل سوگواری، تلاش می کنند یاد و خاطره کربلا و مظلومیت اباعبداللّه الحسین علیه السلام را زنده و جاودانه نگه دارند. امام خمینی رحمه الله می فرماید: «مسئله، مسئله گریه نیست، مسئله، مسئله تباکی نیست؛ مسئله، مسئله سیاسی است که ائمه علیه السلام با همان دید الهی که داشتند، می خواستند که این ملّت ها را با هم بسیج کنند و یک پارچه کنند».

 شعار و شعور

برگزاری مراسم عزاداری اگر از محتوا تهی باشد و تنها به صورت تشریفات یا عادت انجام شود، تأثیری عمیق به جا نمی گذارد. آنچه به این برنامه ها و مراسم غنا و تأثیر می بخشد، عبور از جنبه ظاهری و رسیدن به محتوا و حقیقت آن است. باید روح قیام امام حسین علیه السلام و صحنه های عاشورا در آنها تجلّی یابد. اگر امامان معصوم علیه السلام بر عزاداری تأکید می ورزند، بر محتوا و عمق بخشی آن نیز اصرار ورزیده اند. سوگواری و عزاداری باید الهام بخش فرهنگ جهاد و شهادت باشد و علاوه بر شعار با شعور نیز همراه شود تا تأثیر گذاری و تازگی آن برای همیشه محفوظ بماند.

پدید آورنده : حفیظ اللّه زکی

  

برو بالا